جز از کل
-
تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:08
هنوز عطش نوشتن دارم ولی خب باید خودمو به چهارنعل بکشم که ننویسم، که حرف نرنم، که چیزایی که نمیتونم تغییر بدم رو بپذیرم سخته اما اخرش ول میکنم این جایی که زندگی پرحرفم توش شکل گرفته...اما خب...من هنوز زنده ام و دارم برای تمام چیزهایی که میخام میجنگم و هنوز هم ترس دارم ولی محکم وایسادم... ولی امشب به ...
بی خوابی دردآور
-
تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:08
اینقدر خواب بد دیدم که یک ساعته از سردرد بیدارم.... همه چیز تو خوابم قاطی بود.. ترس از همه چیز... دلم میخواست میتونستم یه قرص آرامبخش بخورم و ضداضطراب واقعا نباید امروز که قراره تا اخر شب سرکار باشم اینقدر جسمی و روحی بهم بریزم...میدونم از اینکه یکی از دوستاتم اچ پی وی گرفته به واسطه دوست پسرش و مثل...
غریبه
-
تاریخ: 1401/10/5 ساعت: 20:08
توی غریبه اومدی برام حرفایی زدی که بارها به خودم گفته بودم... راستش اره ارشیو خوبی دارم اما خب برای من روزهای تلخ و شیرین زندگیمه ارشیو نیست... اراده ام مثل اون سالها نیست مثل ۹۳ که بلاگفا اعلام کرد اطلاعاتم پریده و من قهر کردم و رفتم و چندین سال بعد برگشتم.... اون روزای تلخ ۹۳ پاک شدن و من هیچ وقت ...